غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
424
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سبعين و سبعمائه بدانجانب روان شد و چون رباط قطفان محل نزول موكب همايون گشت سپاه برف و برق و برد بمرتبه دست استيلا برآورد كه بسيارى از انواع آدميان و اجناس حيوان را بعالم عقبى و چراگاه عدم برد بنابر آن حضرت صاحب قران بسمرقند مراجعت فرموده آنمقدار توقف كرد كه سورت برودت كمتر شد در دوشنبه غرهء شوال موافق اوائل توشقانئيل بار ديگر متوجه جته گشته جبه دهد و اميرزاده جهانگير و شيخ محمد بيان سلدوز و عادلشاه و بهرام جلاير را منغلاى گردانيد و در آن يورش قمر الدين دو غلات كه در مغولستان سردارى از آن كلانتران نبود از دست برد سپاه منغلاى شكست يافته پاى ادبار در وادى فرار نهاد و صاحبقران آفاق بنفس نفيس تا موضع پاى تاق رفته اميرزاده جهانگير تا به منزل اوج فرمان عنان بازنكشيد و قمر الدين را در كوهستان يافته و تعاقب نموده از ايل و الوس جدا گردانيد و تمامى منازل او را بغارتيد و خاتون امير شمس الدين نويان آغا را با دخترش دلشاد آغا اسير ساخته بالاى قراقسماق به نظر پادشاه با استحقاق رسانيد و صاحبقران مظفر لوادلشاد آغا را در سلك ساير ازدواج معظمات منتظم گردانيد و چند روز بعيش و سور و جشن و سرور گذرانيده بسمرقند بازگشت و در همين سال شيخ محمد بيان سلدوز كه بواسطه غورى كه انديشيده بود مواخذ شده خرمن عمرش به آتش خشم و دشمن سوز محترق گرديد و در بهار سنه سبع و سبعين و سبعمائه مطابق لوىئيل بنابر سببى كه هيچ يك از مورخان باظهار آن زبان نگشادهاند امير تيمور گوركان با سپاه فراوان بجانب خوارزم نهضت نمود و امير سار بوغا و عادلشاه جلاير و ختاى بهادر و ايلچى بوغاى و ديگر سرداران را با سى هزار سوار جلادت آئين جهة استيصال قمر - الدين بصوب مغولستان روان فرمود و چون ماهچهء توق آفتاب اشراق صاحبقران آفاق سايهء وصول بر موضع سه پايه انداخت تركن ارلات ياغى شده بگزروان گريخت و فولاد بهادر بموجب فرمان امير تيمور تركن را تعاقب نموده در كنار آب فارياب بوى رسيده تركن ساعتى بجنگ ايستاده از ضرب پولاد تيغ دليران صفشكن منهزم گرديد و پولاد در تكاميشى تركن تيز گشته خود را تنها بوى رسانيد و رك جانش را بر طبق دلخواه ببريد و مظفر و منصور باردوى همايون مراجعت نموده از جماعت امرا كه بجانب جته رفته بودند سارى بوغا و عادلشاه به خيال استقلال و انديشه خطا ختاى بهادر و ايلچى بوغا را بگرفتند و با ايل جلاير و قبچاق به ظاهر سمرقند شتافته آغاز محاصره كردند و امير آقبوقا كه حاكم آن بلده بود خود را مضبوط ساخته جهة اعلام آنحال قاصدى همعنان برق و باد نزد امير تيمور گوكان فرستاده و ايلچى در موضع خاص بعزّ بساط بوس اختصاص يافته كيفيت واقعه عرض نمود بنابر آن رايات ظفرنشان بموجب كلمه العود احمد معاودت كرده اميرزاده جهانگير برسم منغلاى پيشتر روان گشت و شاهزاده در موضع كرامينه بدشمنان پر كينه رسيده برايشان غالب آمد و ساربوغا و عادلشاه گريخته بدشت قبچاق رفتند و ملازمت اروس خان پيش گرفتند و بعد از روزى چند در وقتى كه اروس خان به ييلاق رفته بود